جونز و دیویس بیان می دارند که استفاده از رفتار دیگران به عنوان راهنمایی برای درک انگیزه ها یا صفات پایدارشان می تواند ما را بطور جدی به اشتباه بیندازد.بر طبق دیدگاه جونز ودیویس این تکلیف دشوار را باید از طریق توجه روی انواع معینی از اعمال که به احتمال زیاد در این خصوص آگاهی دهنده اند انجام دهیم. اول اینکه رفتارهایی که به نظر می رسد آزادانه انتخاب شده اند در نظر بگیریم و رفتارهایی که به گونه ای بر فرد تحمیل شده اند کنار بگذاریم و دوم اینکه توجه دقیق خود را بر رفتارهایی متمرکز کنیم که اثرات غیر متعارف تولید می کنند . از نظر جونزودیویس تلاش برای درک افراد بایستی بیشتر روی اعمالی متمرکز گرددکه از مطلوبیت اجتماعی37 کمتری برخوردار است (مالیم38،2000)
هارولد کلی در ادامه تحقیقات انجام شده در زمینه اسناد به موضوعی در روانشناسی اجتماعی می پردازد که از اهمیت خاصی برخوردار است او برای بررسی و درک بیشتر رفتارهای اجتماعی سه معیارثبات ، تمایز وهمرایی را بیان می کند که در اینجا به توضیح آن می پردازیم .
نظریه کلی (73-1972)
هارولد کلی در سال (73-1972) تئوری مشهوری را درباره معیار سه بعدی برای کمک به تعیین رفتار بیان کرد.او مطرح می کند که عمل شخص بطور عمده ناشی از علل بیرونی یا علل دورنی است واین علل روی سه بعد اساسی تمرکز دارند. این سه بعد عبارتنداز :
1- همرایی یا توافق که به گستره‌ای اشاره دارد که دیگران نیز نسبت به یک رویداد یا محرک خاص به شیوه ای یکسان واکنش نشان میدهند.
2- ثبات که به گستره‌ای اشاره می کند که فرد به رویداد یا محرک در موقعیتهای دیگر نیز به شیوه ای مشابه واکنش نشان میدهد.
3- تمایز که به گستره‌ای اشاره دارد که فرد نسبت به رویداد یا محرکهای مختلف به شیوه ای یکسان واکنش نشان نخواهد داد(بارن39،1992).
طبق نظرکلی (1972)به نقل از لوک بدار و همکاران (1999) ترجمه گنجی (1380) مابه شیوه مشابه عمل می کنیم تا بدانیم که مثلاًچرا وقتی به دوستمان زنگ زدیم با سردی پاسخ داد. نظریه کلی اسناد را از طریق ادراک رابطه بین رفتار وعلت رفتار که در طول زمان و بطور منظم تغییر می یابد ، تبیین می کند . از نظر کلی در این زمینه سه سوال به ذهن ما می رسد:
1- آیا دوست من، هر وقت که به او تلفن می زنم به همین شیوه عمل می کند؟ (معیار ثبات)
2- آیا دوست من، تنها زمانی که من به او تلفن می زنم به همین شیوه عمل می کند؟ (معیار تمایز)
3- آیا هر وقت که به یک نفر تلفن می زنم به همین شیوه پاسخ می دهد؟(معیار همرایی)
به نظر کلی ثبات، تمایز و همرأئی معیارهایی هستند که برای بیان رفتار دیگران بکار می بریم. پاسخ مثبت به سه سؤال بالا موجب می شود که ما به اسناد بیرونی حکم کنیم.
پاسخ منفی به سه سؤال بالا برای ما ارزش نخواهد داشت. زیرا علت خارجی رفتار دوستانمان خودما خواهیم بود. زمانی که ما رفتار دیگری را به ترکیبی از این عوامل نسبت دهیم یعنی ترکیبی از اسنادهای درونی و بیرونی پاسخ به سؤالات اول و دوم مثبت و پاسخ به سؤال سوم منفی خواهد بود.
پژوهشهای زیادی نشان داده اند که ما واقعاً درباره علل رفتار دیگران به روشی که کلی پیشنهاد می کند فکر می کنیم(دیویسن40ونیل41، 2001)
جمع آوری اطلاعات درباره همرایی ثبات و تمایز در مورد رفتار دیگران نیاز به تلاش بیشتری دارد. در حقیقت تعجبی ندارد که افراد تمایل به دور شدن از چنین فعالیتهای
شناختی دارند و به آسانی از رفتار دیگران نتیجه گیری می‌کنند. آنها از تجارب گذشته خود استفاده کرده و یاد گرفته اند که رفتارهای خاصی را به عوامل درونی و رفتارهای دیگری را به عوامل بیرونی اسناد بدهند. برای مثال بیشتر مردم اعتقاد دارند که موفقیت ناشی از عوامل توانایی و کوشش است(دو عامل درونی)، بنابراین وقتی آنها به یک فرد موفق روبرو می شوند فرض می کنند که این پی آمد ناشی از یک یا چند عوامل درونی است و برعکس بیشتر مردم خندیدن با صدای بلند را عموماً به یک عامل بیرونی اسناد می دهند (وجود عوامل خنده آور) در صورتیکه چنین نتیجه گیری سریع میتواند اشتباه باشد. موفقیت به همان اندازه که ناشی از عوامل درونی است میتواند ناشی از عوامل بیرونی باشد.. بعضی از افراد اظهار میدارند که وقتی تحت فشار قرار می گیرند موفقیت کسب می کنند. به عبارتی اشاره می کنند که شانس یک علت عمده در پیشرفت آنها بوده است. مشابه با این گاهی مردم به خاطر یک علت درونی می خندند. (به خاطر چیزی که به ذهن می آورند می‌خندند)
بطور کلی افراد زمانی می توانند تحلیل درست و دقیق از یک رویداد داشته باشند که آن رویداد غیر قابل انتظار و غیر معمول باشد. چون در آن صورت نمی توانند توضیح آسان و سریع از آنچه را که در یک موقعیت خاص مشاهده کرده اند، داشته باشند (بارن،1992).
با توجه به اینکه تحقیق حاضر از نظریات سلیگمن و همکارانش استفاده کرده است لازم است این نظریه نیز مورد بررسی قرار گیرد. اساس نظریه سلیگمن، درماندگی آموخته شده42 است که به تفضیل خواهد آمد.
نظریه سلیگمن(1975)
سلیگمن و همکارانش در سال (1975) در ضمن آزمایشات مربوط به شرط سازی حیوانات پدیده درماندگی آموخته شده را کشف کردند. بررسیهای اولیه سلیگمن و همکارانش نشان داد که وقتی موجود زنده در مقابل رویدادهای غیر قابل کنترل قرار میگیرد این کنترل ناپذیری به موقعیت های دیگر زندگی او تعمیم می یابد. و باعث غیر فعال شدن و ناتوان شدن موجود می گردد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در آزمایشی که توسط سلیگمن در سال (1988) انجام شد حیوانات را در دو گروه مورد آزمایش قرار دادند گروه اول شوک های قابل کنترل دریافت کردند و یا گاهی اصلا شوکی دریافت نمی کردند. در مقابل بر گروه دوم در تمام شرایط شوک غیر قابل کنترل و گریز ناپذیر وارد شد. او به این نتیجه رسید که حیواناتی که قبلا شوکهایی قابل کنترل دریافت کرده بودند یا اصلا شوکی دریافت نکرده بودند به محض اینکه واکنش آنها به یک رویداد کارگر می افتد آن را فرا می گرفتند و ادامه می دادند در صورتیکه برای حیواناتی که شوک گریز ناپذیر وارد شده بود در مقابل رویدادهای بعدی غیر فعال و ناتوان بودند. سلیگمن اثبات کرد که چنین اثرات درماندگی می تواند به گونه های حیوانی و شرایط دیگر عمومیت پیدا کند (کومر، 1995).
سلیگمن با اعتقاد به اینکه اثرات درماندگی آموخته شده در حیوانات تا حد زیادی مشابه علائم افسردگی انسانی است فرض کرد که انسانها در حقیقت بعد از گسترش این باور که آنها کنترلی بر تقویتهای زندگی شان ندارند افسرده می شوند (داویسون ونیل، 2001).
در یکی از مطالعات مربوط به درماندگی افراد بدون افسردگی در یکی از موقعیتهای زیر قرار گرفتند. گروهی از آزمودنیها در معرض صدای بلند قرار گرفتند و می توانستند با فشار یک کلید آن را متوقف سازند. گروه دوم در معرض صدای بلند قرار گرفتند ولی نمی توانستند هیچ عملی برای متوقف کردن صدا انجام دهند و گروه سوم در معرض صدایی قرار نگرفتند. سپس همه آزمودنیها در جلوی یک جعبه ای که دارای دسته ای جهت کنترل صدا بود قرار گرفتند و بدون در نظر گرفتن آگاهی آزمودنیها، با یک صدای بلند مورد آزمون قرار گرفتند. وقتی دسته جعبه از یک طرف به طرف دیگر حرکت داده می شد صدا متوقف می گردید. همه آزمودنیهایی که صدا نشینده بودند (آزمودنیهای بی تجربه) و همه آنهایی که قبلا روی صدای بلند کنترل داشتند به سرعت دستی را حرکت می دادند و صدا را متوقف می کردند ولی آزمودنیهایی که قبلا نتوانسته بودند صدای بلند را کنترل کنند در حرکت دستی شکست می خوردند. بیشتر آنها بطور غیر فعال می‌نشستند و صدای بلند را تحمل می کردند (کومر،1995).
از آنجایی که سلیگمن در سال (1974) اولین کسی بود که تئوری درماندگی آموخته شده را بیان کرد پژوهشگران جنبه های مختلفی از این موضوع را مورد بررسی قرار دادند. برای مثال آنها اثبات کرده اند. که از دست دادن واقعی کنترل بر روی تقویت کننده ها در مطالعات آزمایشگاهی نقش مهمی در تولید پاسخهای درماندگی آموخته شده ندارند. آنها بیان داشتند که فقط کافی است که آزمودنیها فقدان کنترل را باور داشته باشند.بر اساس همین یافته سلیگمن استدلال کرد که افراد وقتی باور داشته باشند. که بر تقویت کننده های زندگی خود کنترلی ندارند افسرده می شوند و افرادی که زندگی خود را تحت نیروهای بیرونی یا شانس می دانند تمایل بیشتری به افسردگی دارند
(داویسون ونیل، 2001).
سوال مهمی که در مورد سلیگمن مطرح می گردد این است که اگر افراد افسرده زندگی خود را تحت نیروهای بیرونی می دانند چرا همواره برای هر رویدادی خود را مقصر
می دانند و سرزنش می کنند؟ کومر (1995) به این سوال این طور پاسخ می دهد که افراد افسرده بیش از حد به کنترل شخصی بر رویداد ها اعتقاد دارند این تفکر در آنها احساس بی لیاقتی و نامناسب بودن ایجاد می کند.
آبرامسون (1988) در این مورد بیان داشتند که افراد وقتی رویدادهای زندگی شان را خارج از کنترل خود درک کنند از خود می پرسند چرا؟ اگر آنها فقدان کنترل خود را به بعضی از علل درونی که پایدار و کلی باشند نسبت دهند آنها ممکن است که احساس ناتوانی کنند.
بنابر آنچه گفته شد سلیگمن و آبرامسون و تیزدل43(1978) الگوی درماندگی آموخته شده را مورد تجدید نظر قرار داده و دوباره تنظیم کردند. الگوی جدید آنها بر اساس نظریه اسناد تنظیم شد. بر طبق این نظریه به مجرد اینکه فرد خود را درمانده احساس می‌کند درماندگی خود را به یک علت نسبت می دهد. این علت می تواند پایدار یا ناپایدار، کلی یا جزئی و درونی یا بیرونی باشد (سابینی، 1992).
تحقیقات بعدی در زمینه درماندگی آموخته شده بر اثرات اسناد در انگیزش، استقامت و عملکرد تاکید دارد. به عنوان مثال اگر چه سلیگمن (1975) به نقل از آبرامسون و همکاران (1978) فرض کرده بود که هرگاه دانشجویان علت بازده تحصیلی خود را عملکرد خود ندانند احساس درماندگی خواهند کرد. به عبارتی زمانی که دانشجویان بازده تحصیلی خود را تحت تاثیر نیروهای خارجی بدانند، احساس درماندگی خواهند کرد. ولی مطالعات بعدی نشان داد که اسنادها واسط بین رفتار و بازده می باشند.
نظریه دیگری که مورد بررسی قرار می گیرد نظریه واینر است که سهم زیادی در زمینه گسترش مفهوم اسناد دارد. او علاوه بر اینکه علتهای چهار گانه هایدر را می پذیرد پایه نظریه خود را ابعاد اسناد شامل بعد کنترل پذیری، بعد مکان کنترل و بعد درجه پایداری قرار می‌دهد. نظریه او بدین شرح است.
نظریه واینر (1986)
واینر برای توضیح و تبیین علل رفتار بر چهار عامل کلاسیک یعنی توانایی، کوشش، دشواری تکلیف و شانس تاکید دارد و بیان کردکه نتیجه یک رفتار تابعی از این چهار عامل می باشد. از بین این چهار مولفه توانایی و کوشش دو کیفیتی هستند که هر گاه فرد فعالیتی را به عهده گیرد آن را تضمین می کند و شانس و دشواری تکلیف توسط عواملی خارج از فرد تعیین می گردند (سابینی، 1992)
طبق نظر واینر هر علتی می تواند سه بعد داشته باشد این سه بعد عبارتند از: درونی- بیرونی، پایدار- ناپایدار ، کنترل پذیر- کنترل ناپذیر. این سه بعد می تواند هشت ترتیب را شکل دهد. جدول بعد مثالهایی از این سه بعد را نشان می دهد.
مثالهایی از علل مشاهده شده در پیشرفت تحصیلی
پیشرفت تحصیلیطبقه بندیاستعداد کمکنترل ناپذیر- پایدار- درونیعدم مطالعهکنترل پذیر- پایدار- درونیبیمار شدن در روز امتحانکنترل نا پذیر- ناپایدار- درونیبرای این امتحان مطالعه نکردمکنترل پذیر- ناپایدار- درونیمدرسه شرایط سختی داردکنترل ناپذیر-پایدار- بیرونی معلم تبعیض قائل می شودکنترل پذیر- پایدار- بیرونیبدشانسیکنترل ناپذیر- ناپایدار- بیرونیدوستانم نتوانستند کمک کنندکنترل پذیر- ناپایدار- بیرونیجدول 2-3، واینر (1986) به نقل از هیوستن و همکاران (1993)
مطابق با نظر واینر هر علامتی که در محور بیرونی قرار گیرد بر عزت نفس تأثیر می‌گذارد. مثلاً وقتی فرد موفقیت خود را به کوشش شخصی نسبت می دهد در او احساس غرور ایجاد می گردد. در واقع خود پنداری فرد به الگوی نسبت دادن او وابسته است. همچنین هر علتی که روی محور پایدار- ناپایدار قرار گیرد بر انتظارات فرد اثر می گذارد. بطور مثال اسناد دادن شکست فرد به عدم توانایی نمی تواند او را به نتیجه ای بهتر در آینده امیدوار کند(مالیم، 2000).
در یکی از مطالعاتی که توسط واینر، نیرنبرگ44 و گلدستاین45 (1976). در مورد اسنادهای دانش آموزان و انتظارات آنان درباره عملکرد آینده آنها انجام شد به دانش آموزان گفته شد که یک مسئله نمونه از یک آزمون هوش را درست حل کرده اند. وقتی از این دانش آموزان خواسته شد که تخمین بزنند چند مسئله از ده مسئله داده شده را انتظار دارند درست حل کنند، دانش آموزانی که بر علل ثابت نظیر دشواری تکلیف و توانایی تاکید داشتند مطمئن تر بودند که بیشتر آن مسائل را حل خواهند کرد درمقایسه با کسانی که عملکرد گذشته خود را به عوامل غیر ثابت نظیر کوشش و شانس نسبت داده بودند(هیوستن و همکاران، 1993).
سوگیریهای اسناد
در زندگی روزمره سوگیریها مانع جستجوی علتها می شوند و ممکن است که در تفسیر رفتارهای خود و دیگران مرتکب خطا شویم. وقتی تحلیل علتهای رفتار را صاحب آن رفتار انجام میدهد از اسناد بازیگر46 صحبت می شود و زمانی که تحلیل شخص را دیگری انجام می دهد از اسناد مشاهده گر47 سخن به میان می آید. در هر دو امکان دارد که سوگیریهای اسناد وارد عمل شود. بازیگر تمایل دارد مسئولیت موفقیت خود را به خودش نسبت دهد و برای توجیه شکست به دنبال علتهای بیرونی بگردد. بنابراین او برای موفقیت های خود علتهای درونی و برای شکست خود علتهای بیرونی پیدا می کند. این فرایند سوگیری خدمت به خود48 نام دارد. به همین ترتیب استادی که دانشجویانش نمرات خوبی بدست می آورند میتواند به این نتیجه برسد که خوب تدریس کرده است. برعکس زمانی که دانشجویانش نمرات خوبی بدست نیاورده باشند می تواند بگوید که به قدر کافی تلاش نکرده اند. همچنین دانشجویان از این سوگیری به دور نیستند. نمره خوب نتیجه تلاش های شخصی یا استعداد ونمره بعد به کمبود وقت و یا دشواری سوالات نسبت داده می شود به عنوان بازیگر تمایل داریم شکستها یاعملکردهای خود را با عوامل بیرونی توجیه کنیم اما درباره دیگران این سخاوتمندی را نداریم حال این سوال مطرح می گردد که چرا خطای بنیادی اسناد49 این همه رایج است؟
فرهنگ به مایاد میدهد که هر کس مسئول اعمال خویش است. هر فردی می تواند هر طوری که می خواهد رفتار کند و آزادی عمل دارد. بنابراین طبیعی است که رفتار دیگران را ناشی از اختیار خود شان بدانیم نه فشار های اجتماعی. این موقعیت مخصوصاً زمانی مصداق پیدا می کند که اسناد بیش از حد به نتیجه توجه نداشته باشد. اینجاست که به خود اجازه میدهیم که درباره دیگران سریع قضاوت کنیم همچنین فرد وقتی موفقیتها را حاصل توانایی و استعداد خود می داند اعتماد به نفس و احساس شخصی خود را افزایش میدهد. (فیسک50و تایلور51، 1984).
اسنادهای اصلی
برای اینکه بتوانیم نتایج رفتارها و عملکرد های خود را از طریق ابعاد و اسناد مورد بررسی قرار دهیم ابتدا باید علت آن را جستجو کنیم. واینر(1971) نشان داد که افراد در موقعیتهای شکست و موفقیت عموماً بر چهار علت کلاسیک هایدر (1958) استوار می‌باشند. او همچنین اظهار داشت که خلق و خو و افراد دیگر از عوامل اسنادهای علی هستند. الیک52، فریز53، ومک هاف54 (1987) عوامل اسنادی دیگری را نام برده اند که از جمله می توان شخصیت، علاقه به درس و ظاهر فیزیکی را نام برد. آنها اظهار داشتند که مهمترین اسنادهای علی که در موقعیتهای آموزشی بکار می رود همان چهار عامل کلاسیک هایدر می باشد ولی در موقعیتهای غیر آموزشی عوامل دیگری نیز اهمیت پیدا می کند.(فینز55، 1980)
فورسایت56 و مک میلن57 (1982) از چهار صدو سی و دو دانشجو که تازه باز خورد نسبت به آزمون درس خود را دریافت کرده بودند خواستند تا به این سوال پاسخ دهند
که “احساس می کنید چه چیزی علت عملکرد شما در این آزمون بوده است” دانشجویان بیش از ششصد علت را برشمردند از طریق تحلیل عامل و با استفاده از یک مقیاس پنج درجه ای که از “ابداً از لحاظ علمی مهم نیست” تا “بسیار مهم” مهمترین عوامل علی را روشهای تدریس خوب یا ضعیف، آمادگی کافی یا ناکافی، آزمون، انگیزش، مسائل شخصی،دانش، عادت مطالعه، شانس، حمایت دوستان، جو کلاسی و کتاب درسی معرفی کردند (کریمی، 1375).
ابعاد اسناد
اسنادهای مربوط به پی آمدها را می‌توان بر حسب ابعاد زیر بنایی آنها توضیح داد. بسیاری از نظریه ها بر این اعتقادند که عوامل علی با تعداد نسبتاً کمی از ابعاد شناختی بنیادی تر پیوند دارد(کریمی، 1375). با توجه به این موضوع می توان مهمترین ابعاد علی که توصیف و شناسائی شده اند اینگونه خلاصه کرد: بعد منبع یا مرکز کنترل، بعد ثبات، بعد کنترل پذیری و بعد کلیت.
1-بعد منبع یا مرکز کنترل
مفهوم مرکز کنترل که نخستین بار توسط راتر58 (1954) مطرح شد در مطالعات مربوط به انگیزش به گونه فزاینده ای اهمیت نظری و عملی بدست آورده است. نظریه یادگیری
اجتماعی راتر که مفهوم مرکز کنترل از آن مایه می گیرد حاکی است که شخص در برابر یک موقعیت با انتظاراتی روبه‌رو می گردد که رفتارهای اجتماعی او را تحت تأثیر قرار می دهد. این انتظارات مبتنی است بر تجارب گذشته فرد می باشد. راتر گرایش اسناد نتایج عمل به خود را به عنوان انتظار تعمیم یافته برای مرکز کنترل درونی و گرایش اسناد نتایج به بخت، سرنوشت، شانس و یا افراد توانمند دیگر را به عنوان انتظار تعمیم یافته برای مرکز کنترل بیرونی نامید(بال591994).
افراد با منبع کنترل بیرونی کسانی هستند که میان رفتار خود و رویدادها هیچ گونه رابطه علت و معلولی نمی بیند و بخت، اقبال، تصادف و شانس را مسئول اعمال خویش می دانند. در نتیجه برای اعمال و رفتار خود مسئولیت قبول نمی کنند. در مقابل افراد با منبع کنترل درونی کسانی هستند که معتقدند رویدادهای مثبت و منفی زندگی در نتیجه طرح ریزی دقیق و کوشش های پیگیر خود آنهاست و برای اعمال و پیامدهای ناشی از آن قبول مسئولیت می کنند. پلات 60 وایزمن61 (1968) پی بردند که افراد با منبع کنترل درونی نسبت به افرادی با منبع کنترل بیرونی چشم انداز طولانی تری از آینده دارند. یعنی افراد با منبع کنترل درونی دارای دیدگاهی گسترده تر و افراد با منبع کنترل بیرونی دارای دیدگاهی محدود از زمان می باشند. پندار از زمان به عنوان چارچوبی برای
گذشته، حال و آینده دارای اهمیت فراوانی در پیشرفت است این یافته حاکی از آن است که ممکن است افراد با منبع کنترل بیرونی کمتر از افراد با منبع کنترل درونی پیشرفت داشته باشند (بال ،1994).
2- بعد ثبات
واینر و دیگران (1971) کوشیدند تا مفهوم مرکز کنترل را بر حسب 4 عنصر توانایی کوشش و دشواری تکلیف و شانس تحلیل مجدد نمایند. بنابراین بعد دیگری مربوط به علیت، بعدی است که آن بعد را ثبات می گویند(بال، 1994). بعد ثبات علت ها را در یک مقیاس به دو گروه تغییرناپذیر و تغییر پذیر تعریف می‌کند. این بعد توجیه کننده موفقیت ها و شکست های زودگذر در برابر موفقیت هاو شکست های مزمن است (آبرامسون، 1988).
هایدر این مفهوم را برابر مفهوم مکان علیت62 می داند وفرض می کند که استعداد و تلاش و کوشش هر دو عامل علی درونی و گرایشی هستند و حال آنکه شانس و دشواری تکلیف عوامل بیرونی و موقعیتی هستند. اما همچنان که شانس یک عامل بیرونی و استعداد یک عامل درونی است شانس در عین حال نوسانی بیشتر نسبت به استعداد دارد. به عبارتی دیگر استعداد پایدارتر از شانس است(کریمی1375).
بعد کنترل پذیری
این بعد ابتدا توسط هایدر(1958) شناخته شد و بعد توسط روزن بوم63 (1972) با نام اراده 64 توصیف گردید. واینر نیز (1979) بیان کرد که بعد کنترل پذیری یا قابلیت کنترل میتواند به عنوان بعد سوم اسنادهای علی باشد.

روزن بوم عللی مانند کوشش وتعصب معلم را ارادی نامید و عللی چون توانایی و دشواری تکلیف و خلق و خو را غیر ارادی نامید. او چنین استدلال می کند که بعد اراده بدین خاطر مفید است که بر اساس آن می توان بین عواملی نظیر خلق و خو و کوشش تمایزی قائل شد. هر دو این عوامل دورنی و بی ثبات هستند ولی آنها کاملاً با همدیگر متفاوتند. به عبارتی خلق و خو و کوشش هر دو ناپایدار و درونی هستند ولی خلق و خو نسبت به تلاش و کوشش کمتر قابل کنترل می باشد (واینر، 1979).
بنابراین سه بعد، می‌توان مدلی شامل بیرونی- درونی، بی ثبات- با ثبات و
قابل کنترل- غیر قابل کنترل تشکیل داد.
درونیبیرونیبا ثباتبی ثباتبا ثباتبی ثباتقابل کنترلکوشش کلی (من معمولاً سخت کوشم)کوشش اختصاصی (من در تکلیف خاصی سخت کوشم)کمک کلی از سوی معلمکمک دیگران برای تکلیفی خاصغیر قابل کنترلتواناییخلقمشکل بودن تکلیفشانسجدول 2-2- مدل واینر از اسنادهای علی به نقل از ولفولک(1993)
4- بعد کلیت
آبرامسون و همکاران او (1978) بعدی را به نام بعد کلیت‌ (کلی65 در مقابل جزئی66) توصیف کردند . عوامل کلی عواملی هستند که در موقعیتهای گسترده و سراسری ایجاد می گردند. در حالی که عوامل جزئی منحصر به یک زمینه خاص می باشد. به عبارت دیگر هر یک از ابعاد اسناد یک پیامد اختصاصی برای فرد به دنبال دارد. به فرض علل درونی و بیرونی روی عزت نفس فرد تأثیر دارد. عوامل پایدار و ناپایدار پی آمدهای دراز مدتی را از یک تجربه اختصاصی نشان می دهند. در اینجا نیزعلل جزئی و کلی اسناد باید گستردگی تعمیم یک تجربه خاص به دیگر موقعیت ها را در فرد نشان دهد (آبرامسون، 1988).

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید