6- هوش بین شخصی: استعداد درک، برقراری ارتباط و همکاری با دیگران.
7- هوش درون شخصی: استعداد خود شناسی و خود تنظیمی در افراد.
8- هوش طبیعت گرا: استعداد همنوایی با محیط بیرون.
9- هوش اخلاقی (وجدانی)، ارزیابی کننده معماها و پیچیدگیهای اخلاقی است. برخی افراد در رشتههایی همانند پزشکی در مواردی که در مورد مرگ و زندگی بیمار خود تصمیم می گیرند دارای این هوش خواهند بود. افسران پلیس نیز ممکن است در هنگام تعارض بین اینکه آیا به فرد متهمی که در حال فرار است تیراندازی کند و جان انبوهی از افراد دیگر را نجات دهد یا نه؟ با هوش اخلاقی مواجه خواهند بود. مدیران سازمان ها هم در بسیاری از موارد که با تصمیم هایی که به کار زیر دستان مربوط می شود به نوعی نیازمند هوش اخلاقی و وجدان کاری هستند (آرمسترانگ، 1385).
چه کسی فرد صلاحیت داری برای استخدام در شغل خاصی است؟ تئوری هوش چندگانه میتواند به این سوال با تجزیه و تحلیل شغل بوسیله تهیه فهرست سلسله مراتبی از نیازمندی های شغل پاسخ دهد. اغلب مشاغل نیازمند تمرکز بیشتری بر نواحی قوت با توانایی ثانویه و سومین دارند. برای مثال، کارکنان از اینکه کارمندانی با توانایی فضایی و حرکتی بالا برای شغلی مونتاژگر استخدام شوند متعجب نمیشوند، زیرا این گونه مشاغل نیازمند سرعت، مشاهده و زبردستی است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گاهی اوقات هوش را به عنوان توانایی برای مدیریت کردن پیچیدگیهای شناختی تعریف میکنند. این جنبه از تعریف هوش، بین هوش و استدلال تمایز قایل است اما در فرهنگ وبستر هوش را هم توانایی برای شناخت و همچنین استدلال ماهرانه می داند (اصلانخانی و همکاران، 1387).
2-1-7- تشریح نظریه هوش چندگانه گاردنر
هاوارد گاردنر هفت نوع جداگانه هوش در زمینه آموزشی را بررسی کرده است که به گفته روانشناسان، تنها سه نوع از آنها درتستهای هوش موجود منظور شده انداین هفت نوع هوش عبارتنداز:
1- هوش کلامی یا هوش زبانی: این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. بنابراین، با کلمات سروکار دارد. این نوع هوش از مهارتهای شنیداری تکامل یافتهای برخوردارند و معمولا سخنوران برجستهای به شمار میآیند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر میکنند. مهارتهای آنها شامل موارد زیر است: گوش دادن، درک قالب و معنی کلمهها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن دیدگاهها و تحلیل کاربرد زبان. در بین داستان سرایان، روزنامه نگاران، وکلا، معلمین و سیاستمداران این هوش در اولویت قرار دارد. این هوش، اساس توانایی در اطلاع رسانی موثر، ترغیب کردن، مباحثه، تدریس و سرگرم نمودن است. کودکانی که در این زمینه با هوشاند، در بازی با کلمات و اداکردن جملاتی که ادا کردنشان مشکل است (مانند جملاتی که با یک صدا، با تکرار یک حرف و مانند آن ساخته میشود : مانند قوری گل قرمزی)، مهارت فراوان دارند.
2- هوش وابسته به منطق و ریاضی: هوش منطقی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. بنابراین این نوع هوش، به معنای توانایی مغز در کار با اعداد و ترتیبهای منطقی است. کسانی که هوش وابسته به منطق و ریاضی بالا دارند سعی میکنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. آنها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر میکنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار میکنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوالهای زیاد میپرسند و دوست دارند آزمایش کنند. این قبیل افراد از این مهارتها برخوردارند: تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، مسئله حل کردن، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها، ارزیابی الگوهای فکری خود، با خود استدلال و فکر کردن، درک نقش خود در روابط با دیگران، تقسیمبندی و طبقهبندی اطلاعات، کارکردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطهشان با یکدیگر، به کار بردن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایشهای کنترل شده، سوال و کنجکاوی در مورد پدیدههای طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی و کارکردن با شکلهای هندسی. کودکان دارای این الویت هوشی، در درک رابطه علت و معلول، الگوهای عددی و بحث منطقی بسیار موفقاند که به خصوص این آخری، در مواجهه با والدین بسیار مفید است. این نوع هوش در بین دانشمندان، حسابداران، برنامه نویسان کامپیوتر، ریاضیدانان و سازندگان نرم افزار در الویت قرار دارد.

3- هوش مربوط به امور فضایی وحجمی یا هوش دیداری: این هوش قابلیت تصور و تجسم ذهنی را به وجود میآورد و نتیجه آن توانایی درک پدیده های بصری است. افراد دارای این هوش، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشهها، نمودارها و تصاویر و دیدن فیلم خوششان میآید. آنها از این مهارتها برخوردارند: ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکلها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعارهها و تمثیلهای تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)‌، دست کاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیرکردن، طراحی وسایل علمی و تفسیر تصاویر دیداری. کودکان دارای این نوع هوش در توجه به جزئیات بصری و توانایی ترسیم تصاویر دو بعدی و سه بعدی، بسیار موفقاند و به نظر میرسد که جلوتر از سن خود عمل میکنند. یک جنبه مهم از این هوش، توانایی کودک در ترجمه تصاویر ذهنی است، به صورتی که برای همه قابل درک باشد. افراد دارای هوش دیداری بالا به مشاغلی از قبیل عکاسی، دریانوردی، مجسمه سازی، هنرهای تجسمی، اختراع، اکتشاف، ‌معماری، طراحی داخلی، مکانیک، مهندسی و …. روی میآورند.
4- هوش موسیقیایی یا هوش ریتمیک: این هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. در این مورد، با توانایی درک وایجاد ریتم وملودی سروکار داریم. کسانی که از هوش موسیقیایی بالا برخوردارند، با استفاده از صداها، ‌ریتمها و الگوهای موسیقی فکر میکنند. آنها بلافاصله به موسیقی عکسالعمل نشان میدهند. خیلی از آنان به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، ‌صدای چکه کردن آب یا جیرجیرک) ‌حساساند. یکی از روشهای شناسایی هوش موسیقیایی این است که کودک بتواند دو قطعه موسیقی نسبتاً مشابه را از یکدیگر تشخیص دهد. مهارتهای ناشی از هوش موسیقیایی عبارتند از: آواز خواندن، ‌سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یادآوردن ملودیها و درک ساختار و ریتم موسیقی. افراد دارای هوش موسیقیایی میتوانند موسیقیدان، خواننده یا آهنگساز بشوند. در مورد بزرگسالان، برخوردار بودن از هوش موسیقیایی، به جای تبدیل شدن به حرفه مشخص، به بخشی از مسیر زندگی و آموختن او مبدل میگردد.
5- ‌هوش مربوط به حرکات جسمی یا هوش بدنی جنبشی: این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. دارندگان این نوع هوش خودشان را از طریق حرکت بیان میکنند. آنها درک خوبی از حس تعادلی و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند). آنان از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری اطلاعاتاند. گاردنر در مورد این افراد به مطلبی جالب اشاره کرده است: افراد دارای چنین هوشی، بسیار مستعد داشتن واکنشهای غریزی شجاعانهاند. کودکانی که در آموختن دروس عملی موفقاند، از این نوع هوش برخوردارند. مهارتهای ناشی از این هوش عبارتند از: ‌انجام حرکات موزون، هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دستهایشان برای ساختن یا خلق کردن (صنایع دستی) و ابراز احساسات از طریق بدن. افراد دارای این نوع هوش مایلاند ورزشکار، معلم تربیت بدنی، هنر پیشه، آتش نشان، صنعتگر، مکانیک، نجار یا جراح شوند.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید