اگر نوجوان بزهکار در یک محیط مشاوره ای گرم وپذیرا قرار گیرد خودش می تواند به حل مشکلاتش اقدام کند.درنتیجه براستفاده از متون مشاوره تأکید چندانی نمی شود.ازمشخصات عمده این روش آن است که اولاً مراجع رهبری بخش مهمی از فعالیتهای جلسه مشاوره را بر عهده می گیرد وتا حد زیادی جهت ومسیر بحث را تعیین می کند.ثانیاً ازآزمونهای روانی استفاده چندانی به عمل نمی آید ودرعوض برایجاد وتقویت رابطه حسنه مشاوره ای تأکید می شود.ثالثاً مشاور به جای تشخیص
مشکل و علت یابی به انعکاس احساسات مراجع اقدام می کند وبدان وسیله به مراجع یاری می دهد تا پس از بحث وگفتگوی آزاد درباره مشکل به کسب بینش و خودشناسی برسد وسرانجام خودش راههایی را برای حل مشکل پیشنهاد کند وپس از بررسی جوانب آن به انجامش بپردازد.
تعریف عملیاتی خودپنداره:
شناخت کلی فرد از خود که ممکن است مثبت یا منفی باشد خودپنداره می گویند که از ?? ماهگی در فرد شکل می گیرد.پرورش خودپنداره با آگاهی فرد از اینکه موجودی جدا از بقیه اشیای محیط است شروع می شود. (هارت ????)
بطور کلی خودپنداره افراد به طبیعت مادی آنها بستگی دارد هر چه زمان بگذردخودپنداره برابعاد روانی تأکید بیشتری می ورزد.

تعریف عملیاتی نوجوانی:
دوره نوجوانی یکی از حساس ترین وبحرانی ترین مراحل زندگی آدمی است. نوجوان از مرز کودکی گذشته وارد مرحله نوینی شده است.ورود به دوره نوجوانی فرد رابا مشکلات فراوانی مواجه می کند که بحران خودشناسی،مشکل اجتماعی شدن،اختلالهای عاطفی ومشکلات جنسی از جمله این مشکلات است که فرد نوجوان با آن دست وپنجه نرم می کند.با فرارسیدن دوره بلوغ در نوجوان تاحدودی زندگی آرام وبی دغدغه دوران کودکی افراد تمام می شود.بزهکاری جوانان ونوجوانان مورد
بحث مجامع علمی قرار گرفته و راه حلهایی برای آن پیشنهاد شده است ودوره نوجوانی بدلیل تحولات بلوغ و ارزشها وبحران هویت مرحله ای است که بزه بیشتر در آن اتفاق می افتد.
بزهکار:
به کسانی اطلاق می شود که قانون شکن هستند،یعنی کسانی که از قانون تبعیت وپیروی نمی کنند کیفیت قانون را نمی دانند وبه اصالت ومنع قوانین معتقد نیستند.(فرجاد ???? ) در این پژوهش نوجوانان بزهکار به افرادی اطلاق می شود که به علت اعمال خلاف قانون وزیرپا گذاشتن نظم ومقررات جامعه دارای پرونده کیفری بوده وبه علت اینکه زیر??سال سن دارند وطبق قانون مجازات عمومی در کانون اصلاح و تربیت استان نگه داری می شود.
اهمیت وضرورت موضوع
اهمیت موضوع مطرح شده در این است که نوجوان بزهکار بتواند با استفاده از مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری باعث تغییراتی در خودپنداره اش شود واز فردی که نابهنجاراست وقوانین مورد پسند جامعه را رعایت نمی کند به فردی بهنجار تبدیل شده وباعث تقویت خودپنداره مثبت خویش شود.دراین تحقیق انتظار می رود که درمانگر فرآیند یادگیری را درمراجع تسهیل کند لذا اینکه مراجع در طول درمان به دانش شخصی وخودآگاهی برسد ودرنتیجه راههای کسب دانش خود را بشناسد واین خیلی مهمتر از ارزیابی ها وتصورات شخصی درمانگر درباره مراجع واختلال رفتاری اوست.همچنین او باید به شناخت عمیق تری از مفهوم خود دست یابد واین مهم را درک کند که خودپنداره او تأثیر بسیار زیادی روی رفتارها وعملکردهایش دارد.
اهداف تحقیق
در تحقیق حاضر پژوهشگر قصد دارد تأثیر مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری در تغییر خودپنداره نوجوانان بزهکار را بسنجد.از آنجا که بزهکاران به صورت گروهی عمل می کنند وتحت تأثیر دوستان قرار دارند مشاوره گروهی می تواند در شناخت روابط گروهی وکمک به آنها جهت تبادل بهتر وتصمیم گیری مشترک مناسب تر مفید باشد.فیش مشاوره گروهی را برای جامعه ستیزها مؤثر می داند ومی گوید که در مشاوره گروهی برای بزهکاران محیط امنی فراهم می شود وآنان در جمع خودشان را بهتر بیان می کنند. (فرجاد ????)
هدف اصلی تحقیق
شناخت میزان تأثیر مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری در تغییر خودپنداره نوجوانان بزهکار.
اهداف جزئی تحقیق
?) شناخت وضعیت خودپنداره نوجوانان بزهکار.
?) شناخت متغیرهای مؤثردرمیزان تأثیرمشاوره گروهی مراجع محوربر خودپنداره(متغیرهایی چون سن- تحصیلات- درآمد خانواده)
فرضیه های تحقیق
?) مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری در تغییر خودپنداره نوجوانان بزهکار مؤثر است.
?) بین میزان تأثیرپذیری خودپنداره با مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری و سطح سواد رابطه وجود دارد.
3) بین میزان تأثیرپذیری خودپنداره با مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری و درآمد خانواده رابطه وجود دارد.
?) بین میزان تأثیرپذیری خودپنداره با مشاوره گروهی به شیوه مراجع محوری و سن رابطه وجود دارد.
فصل دوم
مبانی نظری و
پیشینه تحقیق
نظریه های مراجع محوری
رویکرد مراجع محوری به مفاهیم روانشناسی انسانی وابسته است.فرضیات کلی این رویکرد اینگونه هستند که مردم اساساً قابل اعتماد می باشند.آنها استعداد بالقوه وسیعی برای فهم خودشان وحل مشکلاتشان بدون مصاحبه مستقیم با درمانگر دارند واگر درمانگر آنها در رابطه درمانی شریک و همراه کند آنها برای خود رهبری ورشد قابلیتهایشان توانا می شوند. (کوری ????)
روش مراجع محوری،روشی انسانی برای مشاوره گروهی است که درآن هر فردی به خود ودیگران برای بهبود بخشیدن به رفتار کمک می کند. راجرز(????)انسان را اصولاً موجودی منطقی،اجتماعی،پیشرونده،واقع بین،سازنده،همکاری کننده وقابل اعتماد می انگارد.انسان تمایل دارد ومی کوشد تا به تحقیق خود نائل آید.روان درمانی ومشاوره نوعی یادگیری است که بدان وسیله مراجع به کسب بصیرت جدیدی درباره خود ورفتارش موفق می شود.رفتارمعلول است وبراثرعوامل ادراکی بوجود می آید. مشاوره تجربه کردن وآزمودن احساسات است که بدان وسیله مراجع به احساسات واقعی خود پی می برد.
(شفیع آبادی در ترسیم نظریه راجرز ،دایمرینگ وراسکین (????)) چهار دوره تکاملی را برای این نظریه تعریف کرده اند:
اولین دوره در سال ????بوده،راجرز با ابداع نظریه اش تحت عنوان مشاوره غیرمستقیم به رویکردهای سنتی روانکاوی فردی واکنشی نشان داد. نظریه او برایجاد فضایی مثبت وسازنده توسط درمانگر تأکید دارد او هنگامیکه با فرضیات کلی نظریه اش کار می کرد درخودش عشق مفرطی احساس می کرد.در همین پیوستاراوبا شیوه های معمولی درمانی،مثل تفسیرکردن،هدایت کردن،اشاره کردن ،تشخیص دادن وقانع کردن مبارزه می کرد.اساس عقیده او اینگونه بود که مفاهیم وشیوه های تشخیص ناکافی وزیانبار است ومورد سوءاستفاده قرار می گیرد.به این دلیل او اینگونه عوامل را از رویکرد خود حذف کرده است.
درمشاوره غیرمستقیم ازکاربرد این عوامل روی مراجعان اجتناب می کند وبه جای آن به عکس العمل نشان دادن،متمرکزشدن وطبقه بندی کردن رفتار،ارتباط کلامی وغیرکلامی مراجع در رابطه اقدام می شود.درطی این دوره اولیه تأکید برپذیرش احساسات بیان شده از سوی مراجع است.در این دوره تکنیک اصلی روشن سازی احساسات با هدف ایجاد بینش نسبت به احساسات است. (کوری???? )
روان درمانی مراجع محوری
دوره دوم: سال ???? را شامل می شود. دراین دوره کتاب منتشر شد.در این دوره راجرز نام نظریه اش را از روان درمانی غیرمستقیم به روان درمانی مراجع محوری تغییر داد.در این مرحله او به واکنش نسبت به مراجع وتمرکز روی او پرداخت ودر این مرحله عامل اساسی فهم دنیای پدیداری مراجع است.فرضیه دیگر راجرز بر این اصل بود که بهترین مراجع برای فهم هر شخص مراجع به چهارچوب قیاس درونی خود اوست او با صراحت تمام به گرایش خودشکوفایی به عنوان نیروی انگیزشی اساسی که منجر به تغییرات اساسی در مراجع می شود توجه داشت.
راجرزدرسال????فرضیه اش راجع به لزوم وجود شرایط کافی برای تغییررا فرمول بندی کرد همچنین او خاطرنشان کرد که این شرایط هستند که هسته مرکزی پیشرفت درمانی را تشکیل می دهند.فرضیه دیگر او به این ترتیب بود که اگر درمانگر قادر به خلق جو تسهیل گرانه مناسب وپذیرش گرانه باشد وبا مراجع همدلی نماید مراجع هم این شرایط را درک کند آنگاه حرکت درمانی رخ می دهد.
(کوری ????)
دوره سوم: درطول سالهای (????) با انتشار کتاب هنر انسان شدن شروع شد.در این دوره تمرکز برماهیت خودبودن وصادقانه بودن بود.فرآیند شخص باتجربه ای بودن توسط گشودگی تجربه،علاقه به شخص وتجاربش،ارزشیابی درونی وتمایل به سوی اهداف از مشخصات این دوره است ودر طی سالهای (????) راجرز وهمکارانش با اجرای تحقیقات وسیع و جامع وبهره گیری از نتایج بدست آمده از روان درمانی به آزمایش گسترده فرضیات این رویکرد پرداختند.راجرز در تحقیقاتش به چگونگی یادگیری مردم در روان درمانی علاقه مند بود.او کیفیت رابطه بین مراجعه ودرمانگر را به عنوان یک عامل تسهیل کننده که منجر به تغییر شخصیت می شود معرفی کرده است یکی ازنکات برجسته درکارهای تحقیقی راجرزظرافتهای کاری اوست که بررسی آنها جذابیت های خاص خود را دارد. (کوری ????)
دوره چهارم: در خلال سالهای ???? تا ???? بود که با رشد ملاحظه آموزش وتدریس در صنعت گروها و مشکلات تصمیم گیری وجستجو برای صلح جهانی مشخص شده است.به خاطراینکه راجرزازحوزه گسترده ای تأثیرپذیرفته است(علاقه او به اینکه مردم چگونه به خودشان ودیگران تسلط می یابند و اختیار خودشان را در دست می گیرند)،این تأثیرات نتیجه خود را در روان درمانی گذاشته اند واین دلیلی است که رویکرد مراجع محوری عمدتاً به نحو گسترده ای برای افراد وگروهها بکار رفته است.سایرحوزه های مهم بکاررفته دراین رویکرد شامل آموزش خانواده،رهبری ومدیریت،رشد سازمانی،مراقبتهای سلامتی،فعالیتهای بین المللی وبین فرهنگی ورابطه کشورها می باشد.ازسال????تا ???? راجرز فعالیتهایش را به سمت کاربرد رویکرد مراجع محوری در سیاست ومخصوصاً درصلح جهانی معطوف کرد. (کوری ????)
روان درمانی
روان درمانی فرآیندی است که مشاور با سازمان و نحو عملکرد “خود” سروکار دارد.روان درمانی یک فرآیند یادگیری است که بدان طریق فرد می کوشد با استفاده از روشهای مناسب توانایی گفتگو با خودش را کسب کند وبدان وسیله اعمالش را کنترل کند.این شیوه درمانی نظریه ” اگر- پس ” است وهیچگونه متغیر مزاحم ومداخله کننده ای در آن وجود ندارد.
روان درمانی در معنای وسیع آن رهاکردن استعدادهایی است که قبل از فردی که بالقوه،با استعداد وتواناست وجود دارد.خصوصیات عمده این شیوه است که:
?( مراجع را در مراکز درمان قرار می دهد واو را عامل اصلی تصمیم گیری
می داند.
?) کیفیت رابطه مشاوره ای را مهم ترین عامل در ایجاد تغییر درشخصیت می داند.
3) توجه زیادی به تکنیک ندارد بلکه برنگرشهای مراجع ومشاوره درجریان درمان تأکید می کند.
?) در جریان مشاوره به جای تکیه براطلاعات،سوابق،تشخیص وتجویز برمحتوای احساسی وعاطفی اعمال و گفتار مراجع تکیه می کند. (شفیع آبادی ????)
فرضیه های کلی این رویکرد:
باربارا تیماند برودلی فرضیات کلی این رویکرد که اساس روان درمانی مراجع محور را تشکیل می دهند به این شرح ذکر کرده است:
?) اعتقاد به اینکه انسانها طبیعتاً سازنده هستند.
?) اعتقاد به اینکه انسانها طبیعتاً اجتماعی هستند.
?) اعتقاد به اینکه حرمت نفس یک نیاز اساسی انسانها می باشد ودر رابطه درمانی از استقلال و حرمت نفس افراد با حساسیت حمایت می شود.
4) اعتقاد به اینکه اشخاص اساساً برای درک واقعیت برانگیخته می شوند و موقعیتهای واقعی را جستجو می کنند.
?) اعتقاد به اینکه ادراکها تعیین کننده بزرگ تجارب فردی و رفتاری هستند،بنابراین برای فهم افراد باید تلاش به فهم همدلانه آنها کرد.
?) اعتقاد به اینکه هرفرد به نوبه خودش منحصر به فرد است وافراد باید درمورد خودشان اطلاعات بروز دهند وخودشان را رشد دهند ونه اینکه در گروهها وسازمانها رشد یابند.
?) اعتقاد به اینکه اشخاص خودشان را می شناسند وحمایت می کنند،تحت این عنوان که آنها کسانی هستند که می توانند مدتی را به چهارچوب مرجع قیاس درونی و بیرونی خودشان بپردازند.
?) اعتقاد به اینکه آنها از مورد کنترل قرار گرفتن وتحت تسلط بودن شخص دیگری پرهیز می کنند وبه جای آن کوشش می کنند کنترل اعمال خودشان در دست گیرند.
?) اعتقاد به مفهوم کامل بودن فرد.
10) نسبت به نظریه وعمل تعهد واحترام وجود دارد. (باربارا تیماند برودلی ????)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اهداف مشاوره گروهی
در مشاوره گروهی:
در مشاوره گروهی مراجع- محوری بر احساسات،تصورات واراده فرد تأکید فراوان می شود واعتقاد بر آنست که رابطه حسنه وپذیرا بین مراجع ومشاوره به تحقق خویشتن منجر می گردد وهمین تحقق خود، هدف نهایی مشاوره به شمارمی رود. (شفیع آبادی ????)
به اعتقاد راجرز (????،????) اصول اساسی مشاوره گروهی مراجع محوری به شرح زیر قابل ذکر است:
1) انسان به طور فردی یا گروهی اگر از ترس ووحشت فارغ باشد رفتار سازگار ومناسبی خواهد داشت.
2) زندگی وهستی هرفرد حاصل تجربیات زمان حال وتجربیات اوست.
?) اگر فردی می خواهد که روابط دیگران با او حسنه باشد باید در نحوه رفتارش تجدید نظر کند.
?) هر فردی در رفتارش با موانع و مقاومتهایی مواجه است تا زمانیکه جایگزینهای مناسبی برای مقاومتها پیدا نشود نمی توان انتظار داشت تغییرات مناسبی در رفتار بوجود آید.
?) عکس العمل انسانها به چگونگی احساسات آنان نسبت به یکدیگر بستگی دارد.
?) حمایت وپذیرش غیرشرطی موجب می گردد که انسان آنچه را که در درون دارد بازگو کند.
7) با تأکید به زمان حال در رفتار کنونی می توان رفتار فرد راتغییر داد.
8) مشاوره نیز باید از قوانین گروه تبعیت کند وبه عنوان الگویی برای دیگر اعضا باشد.
9) هر یک از اعضای گروه می تواند محدودیتهایی را برای گروه معین ومشخص کند.
??) هر فردی در مقابل فعالیتهای گروه مسئول است.
??) گروه می تواند تمام امکانات وفرصت های لازم وضروری برای تغییر رفتاررا ایجاد کند. (شفیع آبادی ????)
فرآیند درمان و رابطه درمانی
پیروان نظریه مراجع محوری درمورد رابطه درمانی که هسته تغییر در رویکرد مراجع محوری است مطالبی گفته اند.عقیده اساسی در درمان مراجع محوری به این نحو است که درمانگر به مراجع علاقه مند است وگرایش دارد ودریک جوعاطفی مناسب وابستگی به خودشکوفایی مراجع را ترفیع می بخشد. (بوزارت ????)

فرآیند درمان مداخله درعدم هماهنگی هایی است که میان ارگانیزم تجربه گر فرد ومفهوم “خود” او رخ داده است.نظریه انسانی درمان مراجع محوری را می توان به شکل فرضیه داده “اگر- پس” بیان کرد.این فرضیه مولد آنست که اگر شرایط خاصی در جلسه درمان برقرار شود،آنگاه نتایج وتغییرات مطلوب وخاصی در رفتار مراجع ظاهر خواهد شد. (شفیع آبادی ????)
برودلی نیز در توصیف شرایط درمانی می گوید: اگرمراجع را فردی درجستجوی کمک است تعریف کنیم ومشاور را هم فردی که به او کمک می کند تعریف کنیم این شرایط درمانی بصورت ذاتی ناقص خواهد بود.یکی از عناصر اساسی رویکرد مراجع محوری رابطه درمانی است،رابطه درمانی وقتی بارور ومؤثر می شود که دو شخص در جوگرم و صمیمی با هم مشغول باشند. رابطه درمانی در همه حال برای رشد مراجع ضروری است.(برودلی ????)
پژوهش همواره در رویکرد مراجع محورازجایگاه ویژه ای برخوردار بوده است وتحقیق درمورد رابطه از اهمیت خاصی برخوردار است.در همین راستا ریمی مطالعه ای درباره عوامل درونی شکل دهنده رابطه درمانی وارتباط آن با مشکلات مختلف مراجع که از عوامل مهم وابسته به نتیجه مشاوره هستند انجام داده است. (راسکین ????)
دربعد دیگر می توان گفت که فرضیه کلی مشاوره مراجع محوری در این جمله خلاصه شده است که “اگر من بتوانم نوع مطلوبی از رابطه را خلق نمایم مراجع در درون خودش قابلیتش را برای استفاده از رابطه جهت رشد وتغییر کشف خواهد کرد ودرآن هنگام است که رشد فردی رخ خواهد داد. (راجرز ????)
این فرضیه بیشتربراین نکته اشاره دارد که تغییرات مثبت درشخصیت اتفاق نمی افتد مگر اینکه در رابطه درمانی اتفاق بیافتد. (راجرز ????)
از مشخصات رابطه درمانی این است که مشاوران جو روانشناختی مناسب وپایداری ایجاد کنند تا مراجع آزادی که ضرورت تغییر در شخصیت است را تجربه کنند. (راجرز ????)
شش شرط لازمه که ضرورت ایجاد هرگونه تغییری در شخصیت است در زیر به آنها اشاره می شود:
شرایط رابطه درمانی
?) دوشخص که درتماس روانشناختی باشند.
?) در ابتدا مراجع شخصی است که تجربه ناهمسازی دارد.
?) دومین شخص،درمانگراست که با رابطه همسان وهماهنگ است.
?) توجه مثبت وغیرشرطی وپذیرش متوجه مراجع است واواین شرایط را تجربه
می کند.
5) درمانگر نسبت به مراجع فهم همدلانه ای را اعمال می کند وچهارچوب مرجع قیاس درونی او را تجربه می کند وتلاش می کند با تجربه مراجع ارتباط برقرار سازد.
6) در ارتباط درمانگرومراجع،درمانگر فهم همدلانه ای اعمال می کند وچهارچوب مرجع قیاس درونی او را تجربه می کند وتلاش می کند با تجربه مراجع ارتباط برقرار سازد. (راجرز ????)
کیفیت رابطه بین درمانگرومراجع درتمام مدت فرآیند درمان عامل مرکزی واساسی است. (راجرز ????)
برای ادامه در بحث از رابطه می توان گفت که در دوشخص با هم در تماس روانشناختی هستند واین تماس وقتی به حداکثر می رسد که هردوشخص شرکت کننده تفاوتهای موجود در حوزه ادراکی وتجربه دیگری را درک کنند. (راجرز ????)
کاهن در سال ???? در کتاب جدیدش تحت عنوان “رابطه جدید بین مراجع ودرمانگر” از مهارت یکپارچه در کارکردن با انتقال حمایت می کند او از رابطه بعنوان وسیله ای برای کمک به مراجعان نام برده است…هشیاری از جوپذیرش وامن باعث می شود که مراجعان خودشان را راحت تر احساس کنند واین شرایط همگی دست به دست هم می دهند تا رابطه درمانی تبدیل به یک ابراز قوی جهت تغییر درمراجع شود.(پترسون ????)
پترسون درمورد رابطه اینگونه می نویسد که؛در دوران درمان یک رابطه بین فردی تسهیل کردن خودشکوفایی است. (کاهن ????)
طبق گفته پترسون جو روانشناختی بدون تهدید ممکن است با علاقه به مراجع معنی شود.عشق و علاقه به مراجع بدون جو روانشناختی عاری تهدید وامن معنی ندارد.
راجرز در ادامه مطالعاتش راجع به رابطه اینگونه گفت که اگر درمانگر شرایط رابطه مطلوب را ایجاد کند آنگاه تغییر رخ خواهد داد. (راجرز ????)
مراجعان می توانند گرایشات خودشکوفایی خودشان راترفیع بدهند بدون اینکه راهنمایی مستقیمی دریافت دارند.راجرز در جهت معنویات زندگی کارکرده است که اینها شامل کارگسترده او باگروههای رویارویی بوده است وهمچنین او تجارب پرباری از مناظراتش با مارتین برداشته است. (پترسون ????)
راجرز از شیوه های درمانگر شدن سخن می گوید ودر مورد تسهیل گری وپذیرش موقعیتهای گوناگون مفاهیم اساسی وتجاربی که هر شخص دارد سخن می گوید.از فرضیه هایی که درطی سالها اخیر مکرراً تأیید شده است این است که اگر درمانگرجوی مبتنی بر علاقه وگرمی را ایجاد نماید آنگاه مراجع نسبت به خودش هم پذیرا وعلاقه مندتر می شود.(مولودایس ????)
برای روشن تر شدن مطلب باز هم به جملات راجرز برمی گردیم.راجرز درسال ???? گفت اگر مراجع احساس کند که از سوی درمانگر طرد نخواهد شد آنگاه احساسات خودش را بروز خواهد داد،خواه این احساسات مثبت باشد وخواه منفی باشند. (راجرز ????)
خود پنداره
تعاریف خود پنداره
تعاریف خودپنداره به گونه ای گسترده،درادبیات روانشناختی وبخصوص درنظریه های شخصیت مورد استفاده قرار گرفته است وتعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است که برخی ازآنها نسبتاً کامل به نظر می رسد.
گیج وبرلاینر معتقدند خودپنداره عبارتست از تعریف مشخص از ویژگیهای فردی و ارزشهای خود در زمینه های عمومی واقتصادی.آنها در تعریفی دیگر،خودپنداره را کلیت ادراکها می دانند که ما از خود داریم یعنی ادراکها وبازخوردهای ما درباره خود؛خودپنداره زبانی است که ما هنگام توصیف خود بکار می بریم. (گیج وبرلاینر ????)
شلینگ می گوید: خود،خودپنداره وساختار خود،یک مجموعه سازمان یافته از ادراکات و ویژگیهای “من” وادراکات مربوط به روابط “من” با دیگران وجنبه های مختلف زندگی است.این ادراکات ارزشهایی را با خودبه همراه دارند. (شلینگ،ترجمه آرین ????)
برونر خودپنداره را ارزشیابی کلی فرد از شخصیت خویش می داند وآن را ناشی از آن دسته از ارزشیابی های ذهنی تلقی می کند که معمولاً از ویژگی های رفتاری خود به عمل می آوریم ودر نتیجه معتقد است خودپنداره ممکن است مثبت یا منفی باشد.
راجرز پدیده خود را چنین تعریف می کند: تصور نسبتاً دائمی هرفرد راجع به ارزشی که برای خود قائل می شود ورابطه این ارزش با خود واقعی او،خودپنداره اش را تشکیل می دهد.خودپنداره عبارت از نظام ادراکی انسان می باشد که تعیین کننده شیوه زندگی است.به عقیده راجرز،خودپنداره نظام ادراکی است که بطور آگاهانه عمل می کند واز زمینه هایی نظیر درک فرد،توانائیهای مردمی،درک روابط فرد با خود ودیگران،درک ارزشها،رغبتها،استعدادها وتوانائیهای فرد،ارتباط دارد.این عوامل به نوبه خود، تعیین کننده مسیرزندگی انسانهاست.به نظرآیسینگ وکونرنیز خودپنداره مرکب ازادراکها،احساسات وطرزتلقی های انسان است.(شفیع آبادی ???)
هاماچوک معتقد است که خودپنداره،پندارجامع فرد درباره خودش است اگر ما بتوانیم دانش آموزی را در وضعیتی قرار دهیم که کاملاً در توصیف خویش آزاد،بازودقیق باشد ونتیجه این توصیف کلماتی چون باهوش،سختکوش،دلسوز،بالغ،مسئول ومانند اینها باشد عصاره خودپنداره او را بدست آورده ایم. (خرازی ????)
خودپنداره ثابت وتغییرناپذیر نیست،بلکه با تجربه افراد وتفسیر دیگران ازآن تجربه شکل می گیرد. (هاماچوک ???? ) خودپنداره توصیف خویشتن نیست.درحالیکه تجارب افراد به شکل دیگری به خودپنداره ایشان کمک می کنند.تصورایشان از خودشان نیز در نوع تجاربی که خواهند داشت تأثیر می گذارد. (دوک وگلت ????)
شکل گیری خودپنداره
خودپنداره از کجا سرچشمه می گیرد؟ پرورش خودپنداره با آگاهی فرد از اینکه موجودی جدا از بقیه اشیای محیط است شروع می شود.تحقیقاتی که برای مشخص ساختن سن ظهور خودپنداره طراحی شده اند نشان داده است که حتی نوزادان هم به محض کشیدن خطی روی صورتشان و دیدن خودشان در آئینه متوجه تغییر می شوند وعکس العمل نشان می دهند.(دیمن وهارت ????) پیشنهاد کردند که برای درک خودپنداره پذیرش یک تفکیک مهم است،این تفکیک بین”من ومرا” است.
تکوین خودپنداره ای که دیگران نسبت به ما دارند:
?) خود مادی دوره آمادگی
?) خود فعال دوره دبستان
3) خود اجتماعی دوره راهنمایی
?) خودروانی دوران دبیرستان،که همه اینها شامل مسائلی چون مشخصات بدنی،رفتارها و تواناییهای فرد،عضویت گروهی و روابط اجتماعی و همینطور شامل احساسات درونی فرد و افکار او می شود.تکوین “من” نیز شامل مسائلی چون پایندگی به احساسات فرد،تمایز که هر کس خودش را جدا از بقیه می داند،مسلم است که هر فرد دارای اراده خاص خود می باشد و تعمق در مورد خویشتن،فکری که فرد درمورد خودش می کند.شکل گیری خودپنداره را درقالب تکوین من و مرا توضیح دادیم ،هربعدی نقش خاص خود را بازی می کند اگر چه اهمیّت هریک از آنها در طول رشد تغییر می کند. به طور کلی خودپنداره کودکان به طبیعت مادی ایشان وابسته است.
الف) شکل گیری خود پنداره دوران کودکی
در تحقیقات فراوانی که درباره تکوین خودپنداره در کودکان انجام گرفته است پنج جنبه از خودباورها بررسی شده است. (لاسلی- پاور ???? ،راجرز ????)
1) هر فرد دارای خودپنداره همسانی است.
?) رفتار افراد با خودپنداره آنها همخوان است.
?) تجاربی که همسان خودپنداره نیستند تهدید تلقی می شوند.
?) خودپنداره در نتیجه یادگیری و بلوغ تغییر می کند.
?) رابطه ای بین نوع هدفی که فرد دنبال می کند و شکل گیری خودپنداره او وجود دارد. درک یک کودک دبستانی از خود بر ابعاد فعالیتش متمرکز است. این کودک در کلاس از برخی از جنبه ها خود را بهتر از دیگر دوستانش می داند و همین طور درک یک کودک از خود آکنده از خود جسمانی است. برخی از نظریه پردازان معتقد هستند که کودکان ارزشهای اخلاقی خود را بیشتر از طریق مشاهده و تقلید از دیگران کسب می کنند. بندورا (???? ) معتقد است که کودکان بیشترین رفتار خود را از طریق تقلید فرا می گیرند.
ب) شکل گیری خودپنداره دوران نوجوانی
خودپنداره دانش آموزان نوجوان در عملکرد ایشان در مدرسه به ویژه نوع هدفی که انتخاب می کنند تأثیر فراوان دارد.نوجوانان که نظریه وجود مدار درباره خویش دارند به سمت اهداف اجرایی تمایل نشان می دهند در حالی که دانش آموزانی که دارای نظریه افزایشی هستند در پی اهداف بهبود خوداند.معلمان می توانند در جهت تسهیل رشد خودپنداره نوجوانان نقش مهمی را ایفا کنند به ویژه انجام دادن تمرین هایی در کلاس درس که امکان موفقیت را برای دانش آموزان فراهم و درباره ایشان دید مثبتی درباره خودشان پدید می آورد.
ج) تکوین خود
خود بخش سازنده شخصیت است که با توجه به واقعیت دنیای خارج عمل می کند و آن دسته از تمایلات نهاد را که با واقعیت خارج تضاد دارند، تعدیل، ضبط و کنترل می کنند. خود از نهاد سرچشمه می گیرد و رشد می کند، بدین معنی که برای عملکردش مقداری از انرژی روانی نهاد را به خود اختصاص می دهد و برخلاف
نهاد که تابع اصل لذت است خود تابع اصل واقعیت است. خود با تفکر واقعی و شیوه حل مسئله مشخص می شود و قرارگاه فرآیندهای عقلانی است. فروید خود را به مرد سوارکاری تشبیه می کند که هرچه تجربه و مهارتش درسوارکاری بیشتر باشد بهتر می تواند به تاخت و تاز و سوارکاری بپردازد چرا که تجربه اش در مورد سوارکاری روز به روز بیشتر شده و نسبت به تجربه های قبلی خود شناخت بهتر کسب کرده است. همچنین راجرز ضمن تجربیات بالینی خود با مراجعان دریافت که تمایل به تحقق “خود” اساس تمام رفتارهای انسان است. هر تجربه که با سازمان یا ساخت “خود” در تضاد باشد ممکن است به عنوان تهدیدی ادراک شود. اگر خود نتواند در قبال تهدیدهای عمیق به دفاع از خویش بپردازد، نتیجه چیزی جز شکست روانی نخواهد بود. تمایل به تحقق خود معیاری است که بدان وسیله تمام تجربیات مورد ارزیابی قرار می گیرد.
بزهکاری
بزه عبارت از اقدام به عملی است که برخلاف موازین ، مقررات قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه است و همچنین بزهکاری به آن نوع اعمال و رفتاری اطلاق می شود که همراه با شورش وتهاجم علیه قوانین جزایی است. مسئله بزهکاری نوجوانان از جمله مسائل بغرنج اجتماعی است که دنیای امروز را شدیداً به خود مشغول داشته است درباره علت افزایش بزهکاری در روزگار ما عقاید مختلفی ابراز شده است، پاره ای از محققین ازدیاد جرم وجنایت را در جهان امروز از اختصاصات جوامع متمدن کنونی دانسته ومعتقدند به همان نسبت که بشر چهاراسبه به سوی ترقی وتکامل صنعتی ومادی پیش تافته و از معنویت دور می شود.به همان نسبت نیز قانون شکنی ، بزهکاری و ارتکاب اعمالی ضد اجتماعی در جوامع صنعتی پیشرفته گسترش یافته و از سکون و آرامش معنوی در این گونه اجتماعات کاسته می شود. لازم به تذکر است که برای نجات جوانان و نوجوانان از انجام جرم و جنایت تنها مبارزه با جرایم کافی نیست. بلکه جامعه باید با وضع قوانین و مقررات لازم نوجوانان را تحت حمایت قانونی خود گرفته و در مواقع ضروری از حقوق آنان در مقابل بزرگسالان دفاع نماید. این چیزی است که درغالب کشورهای متمدن امروزی مورد توجه قانون گذاران قرارگرفته ومقررات خاصی در مورد آن وضع گردیده است.
از نظر اجتماعی بزهکاری را به سه دسته تقسیم می کنند:
?) بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح ،تجاوز به عنف، کشتن عمد یا غیر عمد.
2) بزهکاری بر علیه دارایی و مالکیت دیگران مانند دزدی ،جعل اسناد.
?) بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند پخش و خرید و فروش مواد مخدر.
بزهکاری در تمام طبقات اجتماعی وجود دارد ولی میزان آن در طبقات پائین اجتماع بیشتر است. فراوانی بیشترین بزهکاری نوجوانان در ماههای خرداد، تیرومرداد را می توان نتیجه داشتن وقت فراغت زیاد نوجوانان و امکان تحرک بیشتر آنان در این ماههاست.
نوجوان بزهکار کیست؟
طرح چنین سؤالی پاره ای از مردم را مضطرب و نگران می کند.از تحقیقاتی که درباره ??? نفر نوجوان بزهکار و مقایسه آنها با ??? نفر نوجوان سالم به عمل آوردند چنین نتیجه گرفتند که :

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید